تبليغاتX
بچه مثبت
      پست ثابت...

Vfor Vendetta

یک انسان را می توان به قتل رساند و از یاد برد،اما400 سال بعد یک ایده باز هم  می تواند دنیا را عوض کند،من شخصا قدرت یک ایده را تجربه کرده ام.

من انسانهایی را دیدم که به نام ایده ها به قتل رسیدند،برای دفاع از ایده ها کشته شدند .

اما یک ایده را نمی توان دید،لمسش کرد،یا در آغوش گرفت.

ایده ها خونریزی نمی کنند،درد را احساس نمی کنند،نمی خندند. 

من برای یک ایده احساس دلتنگی نمی کنم.

                                       برای یک مرد دلتنگم.

                                                                         بخشی از فیلم Vfor Vendetta

+ نوشته شده در جمعه 1390/02/16ساعت توسط بچه مثبت |


 میزی برای کار

      کاری برای تخت

          تختی برای خواب

              خوابی برای جان

               جانی برای مرگ

                    مرگی برای یاد

                        یادی برای سنگ

                          این بود زندگی...!

                              

+ نوشته شده در یکشنبه 1390/10/18ساعت توسط بچه مثبت |


           نه تلخم ، نه شیرین 

                   مزه ی بی تفاوتی میدهم این روزها 

                     

            جنس حالم زیاد مرغوب نیست

+ نوشته شده در سه شنبه 1390/09/01ساعت توسط بچه مثبت |


شاکی روزگار منم، تموم این شهر متهم

یه حادثه چند ساعته با من میاد قدم قدم
زخما دهن وا می‌کنن، وقتی دل از دشنه پره
دست من‌و بگیر که پام رو خون عشقم می‌سره


بگو که از کدوم طرف می‌شه به آرامش رسید
وقتی تو چشم هر کسی برق فریب‌و می‌شه دید
راه ضیافت‌و به من دستای کی نشون می‌ده

وقتی که حتی گل سرخ این روزا بوی خون می‌ده


وقتی زندگی با چاقو قسمت می‌شه
وقتی رفاقتا خیانت می‌شه
محکمه‌تو تو خیابون بر پا کن
وقتی که عشق همرنگ نفرت می‌شه
تمرین مرگ می‌کنم تو گود این پیاده‌رو
یه چیزی انگار گم شده توی نگاه من و تو
دارم به داشتن یه زخم تو سینه عادت می‌کنم
دارم شبام‌و با تن یه مرده قسمت می‌کنم

رضا یزدانی

دانلود ترانه

+ نوشته شده در پنجشنبه 1390/08/12ساعت توسط بچه مثبت |


یه بوم خالی و سفید توی اتاق یخ زده،جلوش یه مشت رنگ سیاه با یکی که حالش بده.دراز شدم کف اتاق پنجره ها تا ته بازن،تو دنیایی که من توشم خرسا به موشا می بازن.میرم سراغ بوم و رنگ،شروع میشه دوباره جنگ،من و قلمو با همیم میون این اتاق تنگ،اول صداتو میکشم بعد میرسم به خنده هات،حقه هات رو هم رو میکنم بعد وا میمونم تو نگات،دو تا نگاه خمار و خواب یکم غرور یه ذره رنگ،نه نمیشه در نمیاد یه جاش بد جور میزنه لنگ.

 

یه بوم خالی و سفید توی اتاق یخ زده،جلوش یه مشت رنگ سیاه با یکی که حالش بده.یه سطل رنگ از توی حیاط ور میدارم میام بالا همشو میریزم رو بوم،همینه شد حالا!!!

دیگه تمومه کار من،میزنم بیرون از خونه حالا دیگه یه رهگذر حالش بده شعر میخونه.

رضا یزدانی

+ نوشته شده در یکشنبه 1390/06/27ساعت توسط بچه مثبت |


+ نوشته شده در یکشنبه 1390/05/16ساعت توسط بچه مثبت |


در این شهر صدای پای کسانی می آید که همچنان که تو را می بوسند، طناب دار تو را   می بافند.

به تو صادقانه دروغ می گویند و خالصانه خیانت می کنند.

در این شهر هرچه تنها تر باشی پیروزتری!!!

+ نوشته شده در چهارشنبه 1390/04/15ساعت توسط بچه مثبت |


مترسکـــ نـ ـازمــے  کنــ ـــ ـد
کلاغ هـ ـ ـا فریــ ــ ـــاد مـ ـے 
زننــ ــ ـد
و مـ ـن سکوتــ ـــ ـــ مـ ـے 
کنمـ
این مزرعه  ـے  زندگـ ـے 
من استـ ــ
خشـ ـ ـک و بـ ـے  نشان

 غزلک

+ نوشته شده در چهارشنبه 1390/04/01ساعت توسط بچه مثبت |


 

آقای...

باتوجه به قوانین موجود،قواعد جاری و چهارچوب اختیارات مدیریتی با درخواست شما موافقت نمیشود

امضاء.........

 

 

                                           با تهوع فراوان به مدیریت عادلانه و  زحمات بی دریغ شما***

+ نوشته شده در شنبه 1390/03/07ساعت توسط بچه مثبت |


 

ادامه درادامه مطلب 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 1390/01/28ساعت توسط بچه مثبت |